شيخ ذبيح الله محلاتى
13
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ولى بديده بود نور علت ديدن * محال باشد تفكيك علت از معلول اگر معاينه خواهى جمال حق ديدن * به مهر فاطمه مرآت دل نما مصقول اگر شفيعهء محشر نباشد او بر خلق * شفاعت همگى را نمىكنند قبول غرض وجود تو بوده است علت خلقت * و گرنه كشتهء آدم نداشتى محصول مكونات وجوديه زوج و تركيبند * وجود تو به بساطت نمود جفت قبول اگر وجود تو كفوى قبول مىننمود * نمود بود در اشيا نداشت راه عقول ترا گرفت و جهان را طلاق گفت على * از آن شده است جهان بر هلاكت تو عجول جزاى آنكه ترا غصب حق شد از فدكى * خدات هر دوجهان را ز مهر داده بتول در اين دوروزهء عمر آنقدر كشيدى رنج * كه بودهاى بجهان از حيوة خويش ملول ( سائر كنيههاى فاطمه زهراء ( ع ) ( 7 ) ام الحسن 8 ام الحسين ( 9 ) ام المحسن ( 10 ) ام ائمه المعصومين ( 11 ) ام السبطين ( 12 ) ام الريحانتين ( 13 ) ام الخيرة ( 14 ) ام البررة ( 15 ) ام الازهار ( 16 ) ام الاخيار ( 17 ) ام النجبا ( 18 ) ام الانوار ( 19 ) ام الاطهار ( 20 ) ام الابرار . و وجه مناسبت اين كنيهها از خارج در كمال وضوح است و استعمال هريك در نهايت شيوع و در زيارات و ادعيه و در افواه و السنة شيعهء اثناعشريه متداول و متناول است و مرحوم ( مجلسى ) طاب ثراه فرموده اين بزرگواران را مىتوان باوصاف و القابي كه دوستان مىدانند در مقام اعظام و اكرام بگويند مگر آنچه منافى باشد با نصوص خاصه ايشان پس فاطمهء زهرا سلام اللّه عليها را مثلا كسى مىتواند در زيارت يا در مدح و ثنا بخواند ام الشموس الطالعة . ام الاقمار المنيرة ام النجوم الزاهرة ام النقباء المطهرين . ام الاصفياء الطيبين . و هكذا بناء على ذلك مىتوان علاوه از كنيههاى مذكوره هزاران القاب بقالب لفظ درآورد براى آن حضرت ( القاب فاطمه زهراء ( ع ) ) ( يص ) لقب جمع آن القاب است كما قال الله تعالى وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ ( و قد يكون علما من غير نبز فلا يكون حراما ) و لقب بعد از كنيه ممدوح است و آن يا معشر